Wedding night
Eighteen
+پیش به سوی خرید با شوشو
گردنشو بغل کردم و لپشو بوسیدم
_ای من قربونت برم؛خانمی کی بودی تو؟؟؟
+توووو
از جونگکوک یه تیشرت و شلوارک جین قرض گرفتم و پوشیدم..تنها چیزی که اندازه ام میشه همینه،سوار ماشین شدیم و از جنگل دور شدیم.رسیدیم به یه مرکز خرید بالاشهر که معلوم بود چقد همه چی اینجا گرون قیمته،مثلا پر از نمایندگی ها لویی ویتون،دیور،گوچی،شنل،هرمس،سلین،کلوین کلاین.میو میو،…بود.
جونگکوک درو برام باز کردم و دستمو گرفت و باهم رفتیم توی مرکز خرید،قشنگ بوی پول میومد..خب منم بی جنبه و پول ندیده نیستم ولی اینجا فرق داره!
چندتا خرید لباس خونگی و بیرونی کردم و کمی هم لوازم آرایش گرفتم.رسیدیم به یه فروشگاه اسپرت(ورزشی)خواستم یه ست نیم تنه و شورتک بخرم واسه ورزشی که چشمم به راکت های تنیس خورد،لبخندی ملیح اومد رو صورتم،ابرویی بالا انداختم و رو به جونگکوک کردم.
+اهل تنیس هستی؟
_اره….چطور؟
دوباره نگاهی به راکت ها انداختم تا بفهمه منظورم چیه،لباشو غنچه کرد و اخمی کرد(انگار که خوشش اومده دیدی که جونگکوک چطوری میشه صورتش🤨)
_اوووو پس تنیس دوست داری*دوتا راکت تنیس بر میداره میذاره تا حساب کنه*
+مرسی
_این چیزا که تشکر کردن نداره..وظیفمه
+اووو خیلی خوشم میاد که جنتلمن بازی درمیاری
*درحالی که داره حساب میکنه بدون اینکه به جنا نگاه کنه*
_من جنتلمن من هستم،لازم نیست ثابت کنم
+باشه آقای جنتلمن!من خریدام تموم شده،بریم خونه من گشنمهههه
_همینا؟!کم نیست؟
+نه بابا تازه زیادم هست
_داری با من صحبت میکنی عشقم..کسی که خرج روزانه اش بالای 5 هزار دلاره!
+من به این زندگی عادت ندارم عشقم!شاید بتونی منو لوس کنی ولی من از ۱۵ سالگی روی پای خودم وایسادم و کسی حتی چِندِر غازم کمکم نکرده
انگار کمی دلش سوخت،بغلم کرد و چونه اش رو گذاشت روی سرم
_اوخیییی،قربونت برم میدونم سختی کشیدی ولی از این به بعد خبری از ناراحتی نیس!چون من نمیذارم و در ضمن!تو دوست دختر جئون جونگکوکی پس باید با پولام لوست کنم پس این پولا رو واسه کی خرج کنم؟؟؟
خنده تو گلویی کردم و روی نوک پام وایسادم و صورتش رو گرفتمو لپشو بوسیدم
+آخخخخ من قربونت برم که انقدر خوبیییی
_خدانکنه گل لوتوسم..حالا جلو بقیه زشته بیا بریم خونه
+باش
از مرکز خرید اومدیم بیرون و رفتیم سمت خونه،همون عمارت جنگلی.
+پیش به سوی خرید با شوشو
گردنشو بغل کردم و لپشو بوسیدم
_ای من قربونت برم؛خانمی کی بودی تو؟؟؟
+توووو
از جونگکوک یه تیشرت و شلوارک جین قرض گرفتم و پوشیدم..تنها چیزی که اندازه ام میشه همینه،سوار ماشین شدیم و از جنگل دور شدیم.رسیدیم به یه مرکز خرید بالاشهر که معلوم بود چقد همه چی اینجا گرون قیمته،مثلا پر از نمایندگی ها لویی ویتون،دیور،گوچی،شنل،هرمس،سلین،کلوین کلاین.میو میو،…بود.
جونگکوک درو برام باز کردم و دستمو گرفت و باهم رفتیم توی مرکز خرید،قشنگ بوی پول میومد..خب منم بی جنبه و پول ندیده نیستم ولی اینجا فرق داره!
چندتا خرید لباس خونگی و بیرونی کردم و کمی هم لوازم آرایش گرفتم.رسیدیم به یه فروشگاه اسپرت(ورزشی)خواستم یه ست نیم تنه و شورتک بخرم واسه ورزشی که چشمم به راکت های تنیس خورد،لبخندی ملیح اومد رو صورتم،ابرویی بالا انداختم و رو به جونگکوک کردم.
+اهل تنیس هستی؟
_اره….چطور؟
دوباره نگاهی به راکت ها انداختم تا بفهمه منظورم چیه،لباشو غنچه کرد و اخمی کرد(انگار که خوشش اومده دیدی که جونگکوک چطوری میشه صورتش🤨)
_اوووو پس تنیس دوست داری*دوتا راکت تنیس بر میداره میذاره تا حساب کنه*
+مرسی
_این چیزا که تشکر کردن نداره..وظیفمه
+اووو خیلی خوشم میاد که جنتلمن بازی درمیاری
*درحالی که داره حساب میکنه بدون اینکه به جنا نگاه کنه*
_من جنتلمن من هستم،لازم نیست ثابت کنم
+باشه آقای جنتلمن!من خریدام تموم شده،بریم خونه من گشنمهههه
_همینا؟!کم نیست؟
+نه بابا تازه زیادم هست
_داری با من صحبت میکنی عشقم..کسی که خرج روزانه اش بالای 5 هزار دلاره!
+من به این زندگی عادت ندارم عشقم!شاید بتونی منو لوس کنی ولی من از ۱۵ سالگی روی پای خودم وایسادم و کسی حتی چِندِر غازم کمکم نکرده
انگار کمی دلش سوخت،بغلم کرد و چونه اش رو گذاشت روی سرم
_اوخیییی،قربونت برم میدونم سختی کشیدی ولی از این به بعد خبری از ناراحتی نیس!چون من نمیذارم و در ضمن!تو دوست دختر جئون جونگکوکی پس باید با پولام لوست کنم پس این پولا رو واسه کی خرج کنم؟؟؟
خنده تو گلویی کردم و روی نوک پام وایسادم و صورتش رو گرفتمو لپشو بوسیدم
+آخخخخ من قربونت برم که انقدر خوبیییی
_خدانکنه گل لوتوسم..حالا جلو بقیه زشته بیا بریم خونه
+باش
از مرکز خرید اومدیم بیرون و رفتیم سمت خونه،همون عمارت جنگلی.
- ۱۰.۶k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط